آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
59
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
در بيان مراجعت شاه عباس از محاربات پادشاه دو سه روز قبل از ورود به قزوين چاپارى نزد ناظر خود فرستاد امر نمود كه اسبهاى بسيار خوب به ما بدهد تا ما چهار فرسخ به استقبال او به همراهى حاكم برويم . تفصيل وضع لباسهاى سر آنتوان شرلى و ماها از اين قرار بود . خود سر آنتوان لباس گرانبهاى زردوزى پوشيده بود و شمشيرى كه غلاف آن هزار ليره قيمت داشت و مكلل به الماس و مرواريد بود به كمر آويخته و عمامهاى كه به قدر دويست دلار ارزش داشت بر سر نهاده ، كفشهاى او با مرواريد و ياقوت گلدوزى شده بود . بعد از او برادرش مستر رابرت شرلى نيز لباسهاى زردوزى پوشيده و عمامهء باشكوهى بر سر نهاده بود . مترجمش آنجلو لباس مليلهدوزى سفيد پوشيده و چهار نفر از ما جبهء مليلهدوزى و ارخالق ابريشمى و چهار نفر ديگر جبهء مخمل سرخ و ارخالق ابريشمى و چهار نفر ديگر جبهء ابريشمى آبى با ارخالق تافته و چهار نفر هم جبهء زرد با